تبليغاتX
در باب

در باب

در باب خرد افلاطونی - شکست نیو کانتی و دازاین منفرد به ایجاز دازاین

به نام هستنده

 

  • اين وبلاگ در هر پست خود به بررسي دو مختلف موضوع پرداخته و تازماني كه آن موضوعات به پايان نرسيده باشند به سراغ موضوعي جديد نخواهد رفت ،( شايان ذكر است امكان دارد يك موضوع در چند بخش مختلف بر روي وب نمايانده شوند مثلا در سه پست به بررسي يك موضوع و بخش هاي مختلف آن بپردازيم). وعلاوه بر اين دو موضوع به معرفي يك كتاب و توضيحاتي پيرامون آن  نيزخواهد پرداخت.

 

  • براي تماس با من و ارائه مقاله خود مي توانيد با آدرس ايميلfelatoos_tenyus@yahoo.com  ايميل نمايد تا پس از بررسي و دريافت مجوز ورود به صفحه اصلي در نوبت نماياندن قرار گيرد.

 

  • پست ها هر 15 روز يكبار تعويض ميگردد.

 

  • دراين پست؛ موضوع 1 ، فلسفه است كه در چهار پست مورد بررسي قرار خواهد گرفت و موضوع 2.سينما كه در سه پست در باب آن خواهيم انديشيد.

 

  • شما ميتوانيد نظرات كوتاه خود رادر بخش نظرات قرار دهيد و اگر مايل به بحث و گفتگويي بيشتر از 2 صفحه كامنت هستيد براي ارائه نظر در موضوعات 1 و2 مي توانييد نظرات و بحث هاي خود را به آدرس ايميلي كه دربالا نمايانده شد بفرستيد تا آنها را بررسي كرده و 4 بحث را به عنوان بحث هاي برتر در پايان هر دوره مباحثاتي بنمايانم.

 

  • از آنجا كه ادب از قوانين نانوشته ي هر مباحثه ي روشنفكرانه است خواهش مي كنم در اين وبلاگ از فحاشي به يكديگر ، تخريب و بر هم زدن فضايي دوستانه خودداري كنيد.
  • خواهشمندم در بخش نظرات حتما آدرس سايت يا وبلاگ خود را درج نماييد و حدالمقدور آدرس ايميل را نيز بنويسيد. تا بتوانم به سراغ كارهايتان بيايم ودر باره ي آنها بنويسم يا بحث ها رامشترك در وبلاگ هايمان ادامه دهيم.

 

  • بعد از فلسفه در ( موضوع 1)؛ كه دوماه( موضوع 1 ) را به خود اختصاص خواهد داد، به سراغ ((شعر)) در( موضوع 1 ) خواهيم رفت وبه بررسي كتاب ( نردبان اندر بيابان) اثر ( ضيا ء موحد) مي پردازيم .شما عزيزان 2 ماه براي ارسال مقا له ويا خوانش چند اثر از اين كتاب مهلت داريد از ميان اثار فرستاده شده 4 مقاله يا خوانش بر صفحه اصلي نمايانده شده و پيرامون آنها صحبت خواهد شد.

 

  • پس از (اديسه ي كوبريك) كه 45 روز( سه دوره تعويض پست) را به خود اختصاص خواهد داد در (موضوع 2) به بحث پيرامون موسيقي كلاسيك وآثار بزرگاني چون بتهوون ، باخ ، موتزارت ، مالر،واگنر و .... خواهيم پرداخت و از جنبه هاي مختلف (ازروانشناسي تا مووان وكوارتت شناسي)در باره آنها به بحث وتبادل نظر مي پردازيم . عزيزاني كه پيرامون موسيقي كلاسيك مقاله يا مصاحبه وبحثي جدي دارند ميتوانند تا تاريخ 1/3/87 مطالب مورد نظر خود را به ايميل من بفرستند تا پس از بررسي 4 مقاله را در صفحه اصلي بنمايانم.

 

  بانهايت درود و غرور ــ فلاطوستنيوس

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع 1 

{ فلسفه}

تدبير كار آمد نشدكه دست تقدير از آستين بيرون نيايد و نقاب از چهره نيا فتد. مدت ها بود مي انديشيدم در باب فضايي مجازي والبته جدي تا بحث هاي كامنتي ِ از روي وظيفه و بر شريان( چيزي براي چيزي ) به عزم ، رحلت كند وتفكر بيانديشد در باب انديشه كه مجاز هميشه بر بيان استوار نيست كه واژه مرگي است آني در هنگام بيان. مي خواستم بخش فلسفه را با ترجمه ايي آغاز كنم كه حرم حريم ايمن غرور شعله كشيد بر دامن خود آگاهي و با مقاله ايي از خودم در باب وجود از نگاه هستي پس از نيچه كار را آغاز مي كنم اين مقاله داراي 4 بخش است كه به تناوب در پي هم در پست هاي مختلف خواهد آمد.

 

 

تصرف غلط در دو معني انضمامي(1) و انتزاعي

بخش اول

 

اطلاق صحيح لفظ ((انتزاعي)) بر مبناي كلي است : در نظر گرفتن يك صفت در نفس ذات آن ، يعني انتزاع مصاديق ظهور آن صفت از آن . در مباحثات قرون وسطايي در باره كليات ، پيروان مذهب اصالت اسم (2) در اينكه معناي كلي را امور انتزاعي ويا علائم تفكر مي شمردند ، بر خطا نبودند ، چه از نظر عقل ، وضع آن معاني در واقع همين است ؛ ولي وقتي به نكوهش پيروان مذهب اصالت واقع(3) مي پرداختند كه چرا در كليات حقايق انضمامي ديده اند ، به راه خطا مي رفتند ، زيرا صفت هي كلي از روي حقيقت خود در واقع با معنايي افلاطوني ويا مبادي اشياء مطابق مي افتند .

اگر پيروان مكتب اصالت اسم قرون وسطايي تنها صفتهاي كلي را اتزاعي مي دانستند ، امروز به سوء تصرف مهمي بر مي خوريم درباره ي معني انتزاعي  و هم در باره ي معني انضمامي . چه بديهي است كه خطا در مورد يكي به خطا در مورد ديگري مربوط است . هر واقعيتي كه از نظر جسماني يا نفساني در حس نگنجد ، هر چند كاملا در دسترس كشف صريح باشد ، كم و بيش از سر استخفاف (( انتزاعي )) خوانده مي شود . گويي فرق بين رويا يا حتي فريب است از يك طرف و واقعيت يا سلامت ذهن از طرف ديگر.

جوهر يا حقيقت قائم به ذات را (( انتزاعي )) و عَرَض را (( انضمامي )) مي انگارند و مي پندارند كه تنها به طريق انتزاع ، يعني به اسقاط تقييدات ، به معني فوق محسوس مي توان رسيد ، كه اين تصور اگر در قلمرو منطق(4) بي دليل نباشد ، باري در افق كشف صريح غلط خواهد بود . يقين ما به مطلق نه در گرو سير انكشاف ذهني ، بلكه فطري ِ حقيقت خرد ماست چه بسا بدون كمك نيز عمليات منطقي هم به آگاهي ما در آيد.اگر خرد قوه تمييز نيكويي(5) و برتري باشد و در ضمن ( اعراض ) و يا خود مستقل از اعراض ، آنگاه ((انضمام مسلكي )) را تنها به عنوان تدوين فلسفي بي خردي توصيف مي توان كرد.اگر امر انتزاعي آن است كه مسبوق باشد به منها كردن چيزي كه همان رقايق تجربي است، آنگاه همين رقايق هم خود (( انتزاعي )) خواهند بود ، به اين معني كه در عبارت آنها بايستي آنها را از حقايق خود انتزاع كرد ؛ از اين زاويه امر عَرَضي و يا رقيقي زا انتزاعي بايد دانست . اين پرسش كه آيا وجود انتزاعي ( اعتباري ) است يا نه ؟ طرح يك اين يا آن تصنعي است زيرا در جمع اين دو منعي نيست : اگر از يك طرف در نزد ذهن و نسبت به موجودات وجود يك امر انتزاعي اعتباري مي نمايد از طرف ديگر خود واقعيتي است عيني و انضمامي ( اصيل ) وماخذ تصور انتزاعي ( اعتباري ) وجود و يا به عبارت ديگر ، وجود انضمامي ترين ( اصيل ترين ) واقعيت هاست . تصور وجود يا عكس بالنسبه مستقيم وجود است در خرد محض و يا اينكه اثر غير مسشتقيم وجود است در عقل تحليلي ، در مورد اخير وجود را انتزاعي ( اعتباري ) بايد ناميد چه در ذهن متفكر اشياءموجود يا به عبارتي دقيق تر اشياء (( موجود در خارج )) را به منزله ي مبتداي حركت اختيار مي كند و بي وجود اين اشياء آن انتزاع قابل تصور نيست اما در كشف مستقيم كه مبتداي آن يقين فطري و ماقبل منطقي است ( ماقبل منطقي به معني ايجابي و از روي (( تنازل فيض)) و نه از روي تكامل نوع )(6) استشعار به وجود(( چيزي از عين وجود )) چه اين استشعار شعاعي است كه از وجود سر بر زده است ؛ بنابر اين كشف بكلي غير از تعمل عقل تحليلي است . از اين نظرگاه ، وجود پيش از آنكه به منزله ي

يك (( تصور )) ظاهر شود،به عنوان يك (( استشعار )) پديدار مي آيد و ضروراً با رقايق موجود در خارج ملازم نيست ، در مرآت عقل َ عقل كه كساني چون گنون و ارسطو بر آن انديشيده اند و حتي روسو نيز بر آن نوشتارهايي دارد.)  وجود سخت بديهي است و آن را هم به نقطه ي هندسي و هم به فضاي غيرمتناهي قياس مي توان كرد: نقطه ايي كه در دقت خود رميده است و فضا يي كه در خلوت خود آرميده.

خلاصه كنيم : وجود به دو طريق انتزاعي (اعتباري ) است ، يكي هنگامي كه در حجاب رقايق حسي است وديگر وقتي كه در حجاب رقايق عقلي . از طرف ديگر ،وجود انضمامي ( اصيل) است هم به نفس ذات خود و هم به منزله ي مُدرَ ِك ِ عقل ِ عقل از روي برخورداري آن از وجود.

نظير اين سخنان در باره ِ معاني ديگر هم كه به عنوان (( انتزاعي )) مي خوانند ، راست مي افتد مثلا در بارهي آزادي . آزادي قطع نظر از آفريده گان آزاد ويا يك آفريده ي آزاد بخصوص، به چه معناست؟ آزادي عبارتند از استشعار به گوناگوني بي حد و حصر امكانها(7) كه اين استشعار خود شاءني از شئون وجود است. در جواب گروهي كه تنها يك درك خاص از آزادي ، مثلا آزادي يك پرنده را انضمامي مي پندارند و خود آزادي را انضمامي نمي شمرند ( كه به زعم آنان چيزي بيش از مجرد يك انتزاع ذهني نيست )، بي آنكه وجود انتزاع در عقل تحليلي نفي كرده شود بايد گفت كه آزادي به خودي خود حقيقتي است بي زوال كه آفريدگان ممكن است از آن برخوردار شوند و يا نشوند. ولي درك ذوقي خاص از آزادي چيزي بيش از يك عرض نيست. تعريف ايجابي آزادي اين است كه آزادي ، امكان فرانمودن خويش است و به تمامي يا امكان (( خويشتن )) بودن است به تمامي و چنين امكاني به منزله ي سرور و ابتهاج واقعي و بنابر اين انضمامي ؛ كه همگي زندگان بر حسب سرشت ها و سرنوشت هاي خود از آن برخوردارند. ساري در همه ي \الم است ، عالم زندگان موجودي است كه نفس مي كشدوبه خودي خود و هم در اجزاي متفرد بي شمار خود زندگاني مي كند؛ و در وراء اين همه آزادي غيرمتنهاي است كه عبارت را به آنجا راه نيست. بسياري از معاني كه چون از انديشه مستقيم هر روزيمان بيروننداز روي مسامحه به نام انتزاعي مي خوانيم و يا آنها را به اين عنوان نام مي بريم تا عجالتاً در منطق ما بكار روند با ذوق هايي مطابق مي افتند كه از آنچه خود در مي آبيم عميقتر وواقعي تر است ، ذوق هايي كه متعلق است به اسشعار هاي تكويني كه ما خود جلوه ايي يا ذره ايي از آنيم.

معني عدل يك معناي انتزاعي است ؛ امّنا و صدقنا ، ولي تعادل كل كه ماخذ اين معني است و افعال عادلانه ي جزوي كه مظهر آنند ، به همان قدر انضمامي است كه خود عالم. اما برگرديم به معناي آزادي پرنده ايي كه از قفس خود گريخت ، مي گوييم آن پرنده آزاد است ؛ بجاي اين تعبير، باز به همان درستي مي توان گفت : كه آزادي در يك موضع بر بر پوسته ي عالم فيضان كرد واينك پرنده را فرا گرفت و يا در اين آفريده در آن صورت پديدار آمد، آزاد شدن از حوادث بشمار مي رود. در حالي كه آزادي آن است كه هميشه بوده است و هميشه خواهد بود . مثل اعلاي هر آزادي و واقعيتي كه در هريك از رقايق جزوي و يا عرضي ازادي پديدار مي آيد ، عدم تناهي فعل مصدري ويا الهي است واستشعار حق تعالي نسبت به حضرت امكان كه متعلق به اوست.

 

 

 

 

 

 

1.concrete

2.nominalists

3.realists

4. مسلما دلايل خردورزانه ي نئوكانتي نمي تواند منطق مد نظر مرا پوشش دهد بلكه آن تيري است در تاريكي مسئله ي منطق مدت ها پيش (در قرون وسطي) مرگ وتولدي هم زمان داشته است. 

5.نيكويي فارق از معاني لغوي مفروض به ذات.

6. الهيات متعارف نمي تواند جنبه يجوهر ؟ تنازل فيض را در نظر آورد ، چه بر روي جنبه ي جوهر ؟خلق تاكيد مي ورزد كه از نظر مابعد الطبييعي اين يك ،درست طرف مقابل آن ديگري است. همانطور كه رمز فضا ،صليب و دايره با هم نتواند بود ،گرچه هريك از دايره وصليب تصويري مطابق از فضا فراهم مي آورد . حقيقت به جامعيت خود مستلزم ديدي است كه ارتباط بين نظرگاه هاي متقابل را كه مكمل يكديگرند ويكي كم و بيش باعث تصحيح و تضمين ديگريست ، آشكار نمايد.

7. در باره ي فيلسوفي كه از روي رعنايي در باره ي بي صداقتي وميانه حالي انديشه از آن روي كه انديشه است ، مي انديشد ، چه بايد گفت؟ چنين آثار ادبي متعلق به يك شهرنشين كه به انقباض ذهن مبتلاست ، در عين بي خودي هماره خوانندگاني مي يابد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع2

{ سينــــــــــــــما }

بخش اول

همه چيز و هر چيز درباب :2001 ـ 1 اُديسه فضايي

در اين باب بسيار انديشيده ام البته در حاشيه و مقالات و ترجمه هاي بسيار دارم ولي خواستم با موضوعي ازاد پيگير شوم حديث مفصل را، از اين رو شما را به بحث و ارائه نظر در باره ي فيلم( 2001-1اديسه فضايي ) اثر (استنلي كوبريك ) دعوت مي كنم از آنجايي كه زندگي كوبريك و اتوبيوگرافي وي بارها مورد بررسي و پرداخت قرار گرفته است لطف كنيد از اين بحث بپرهيزيد وصرفا با نگاهي كه به فيلم داشته ايد يا داريد درباره يآن بيانديشيد وانتخاب زاويه بحث براي هريك از دوستان آزاد است.

ما اين موضوع را در 3 بخش مورد بررسي قرار خواهيم داد. در بخش اول نظرات يكديگر و بعضا نظرات مسبوق را در بخش كامنت ها مورد بررسي و پردازش قرار مي دهيم. در پست بعدي يعني 15 روز ديگر با بحث ها و نظرات جالب توجه كه از ميان كامنت ها يا ايميل هاي شما انتخاب خواهد شد  به روز خواهيم شد وپيرامون آنها وهرمنوتيكشان به بحث وتبادل نظر خواهيم نشست ودر پست پاياني(15 روز آخر) پرونده ي اين كار را با گفتگويي با (هربرت فريدريش اورله) مستند ساز آلماني خواهيم بست وپيرامون مصاحبه وديالوگ هاي آن به بحث خواهيم پرداخت.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فلاطوستنیوس  |